محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
964
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
هر روز يك درم است و چون به اين دستور بياشامند مانع سبب است و موى سفيد را سياه مىكند و اين روغن مدر حيض است و شهوت باه زايل شده را اعاده مىكند تا نحوى كه عنين را نيز نافع است و قضيب را سخت ميكرداند و محلّل صلابت طحالست صنعت آن شونيز آس كرده يكصد درم و در نسخهء ديكر يكصد و ده درم است حلتيت ده درم شكر پنج درم نوشادر يك درم مغز بادام تلخ ده عدد همه را در فرع معكوس بطريق چووه روغن براورند و بعضى بقرع و انبيق روغن برمىآورند و اول اولى است و روغن را در شيشه نكاه دارند دهن شونيز بنسخهء ديكر [ صنعت آن ] بكيرند مغز بادام تلخ و شونيز بالسّويه پس هريك را علىحده كوفته هر دو را يك جا كرده بمالند و بفشارند و روغن آن را بكيرند دهن شيخ صنعان شيخ صنعان از مشايخ هند است و اين روغن تاليف او است هر نوع زخمى كه از كارد و دشنه و شمشير و تير باشد باندكزمانى باصلاح اورد و كوشت بر جراحات بروياند و زخمها را به زودى بهسازد صنعت آن زردچوبه پوست درخت كز از هريك يك استار برك حنا دودهء مركّب سازى پوست درخت مغيلان شيطرج هندى پوست درخت نينب از هريك ده استار با رزد كات هندى تراشهء بلغار سنبل الطّيب جوزبوا مرداسنك شنجرف اشق زاج سفيد هوچوه قنبيل از هريك يك استار چوب صنوبر چوب ابنوس چوب بقم اصل السّوس از هريك ده استار انزروت سفيد دمالاخوين از هريك يك استار سفيداب ارزيز شسته نيم استار موميائى معدنى پنج مثقال جدوار خطائى پنج مثقال كلنار فارسى دو استار كندر زراوند مدحرج از هريك پنج استار موم سفيد دو استار روغن كنجد پنج من آنچه كوفتنى باشد نيم كوفته در ده من آب خالص يك شبانه روز بخيسانند بعد از آن باتش ملايم بجوشانند آن مقدار كه نصف آب بماند از آتش فرود اورند و سرد كرده دست بمالند و بپالايند و دوباره در قدرى آب صافى ثفل را مكرر دست بمالند و بپالايند و اين آب را با آب اوّل يك جا كرده پس اشق و بارزد و انزروت را در يكمن آب برك نينب حل كرده بپالايند و با آب اول يك جا كرده با روغن كنجد باتش ملايم بجوشانند تا آنكه آب به يك من رسد مرداسنك تراشهء بلغار شنجرف دمالاخوين موميائى زاج سفيداب قنبيل همه را نرم صلايه نموده وقت فرو كرفتن از آتش داخل كنند و با كفچه كه از چوبهاى مذكور تراشيده باشند برهم زنند و در مرتبهء اخر باهستكى بجوشانند تا آنكه هيچ آب باقى نماند و مجموع انها سوخته شود پس موم كافورى داخل كنند و از آتش فرو كيرند و به همان كفچه برهم زنند تا آنكه سرد شود و از پارچهء كتانى بپالايند و در شيشه نكاه دارند و وقت حاجت محل زخم را به آن روغن چرب كنند كه مجربست دهن شيخ صنعان به نسخهء ديكر صنعت آن زردچوبه پوست بيخ زرشك چوب صنوبر اصل السّوس برك حنا پوست درخت مغيلان دودهء چهپر محمصان چوب ابنوس چوب كز هوچوه از هريك يك چهار يكمن قنه يك اوقيه جوزبوا شش مثقال شنجرف شسته كات هندى زرنيخ سرخ فوفل مرداسنك تراشهء بلغار از هريك نه مثقال موميائى دارابجردى جدوار خطائى مجرب از هريك سه مثقال آب برك نينب كه مشهور به نيم است يكمن روغن كنجد آب تانبول يك چهار يك من بايد كه نه جزو اوّل را در دوازده من داخل كنند و باتش ملايم آن مقدار بجوشانند كه كف كند و آب مذكور بربع رسد پس آب برك نينب و باقى ادويه را با روغن كنجد داخل كنند و باتش ملايم مرتبهء ديكر بجوشانند تا ابها تمام برود و روغن بماند و از پارچهء كتانى بپالايند و سرد كرده در شيشه نكاه دارند دهن شيخ صنعان بنسخهء ديكر صنعت آن زردچوبه دو صد و بيست و پنج مثقال دارهلد ديودار دودهء چهپر هوچوه برك حنا از هريك هفتاد و پنج مثقال اصل السّوس يكصد و پنجاه مثقال جدوار خطائى مجرّب يك مثقال قنه بيست و پنج مثقال رال پانزده مثقال چوب ابنوس چوب كز از هريك بيست و پنج مثقال پوست درخت مغيلان ده مثقال تراشهء بلغار جوزبوا شنجرف كات هندى از هريك سه مثقال آب برك نينب سه صد و هفتاد و پنج مثقال برك پان سى مثقال روغن كنجد يك هزار و پانصد مثقال بدستور مرتب نمايند دهن شيخ صنعان بنسخهء ديكر صنعت آن زردچوبه هوچوه پوست بيخ درخت زرشك پوست درخت صنوبر چوب ابنوس اصل السّوس برك حنا پوست درخت مغيلان چوب كز جوزبوا از هريك يك اوقيهء تبريز كات هندى بزر كتان قنه برك تانبول فوفل از هريك نيم اوقيهء تبريز شنجرف جدوار خطائى راتينج انزروت سفيد از هريك ده مثقال صيرفى مرداسنك پنجاه مثقال صمغ عربى چهل مثقال زفت رومى اشق پوست بليله از هريك هفت درم صبر سقوطرى صمغ زردالو صمغ سفرجل صمغ سنجد صمغ الو صمغ بادام تلخ از هريك يك مثقال مقل ازرق صمغ سماق پوست هليلهء كابلى موميائى معدنى از هريك بيست مثقال بلغار تراشيده سى مثقال كلنار فارسى چهل مثقال آب برك نينب يك چهار يك من تبريز روغن كنجد يكمن و نيم تبريز بدستور مرتب نمايند و صافى نموده در شيشهء سر بستهء نكاه دارند دهن شيخ صنعان منقول از نسخهء هندى صنعت آن بكيرند زردچوبه سه سير دارهلد ديو دار دودهء چهپر برك حنا از هريك يك سير اصل السوس دو سير جدوار خطائى مجرّب يك توله قنه بيست و پنج توله هوجيوه يك سير زال پانزده توله چوب ابنوس بيست و پنج توله برك پوست درخت امعيلان ده توله چوب كز بيست و پنج توله مرداسنك شش توله تراشهء بلغار سه توله شنجرف جوزبوا كات هندى از هريك سه توله نينب سى توله آب برك نينب پنج سير روغن كنجد بيست سير بدستور مرتب نمايند و در شيشهء سربسته نكاه دارند [ دهن شيخ صنعان بنسخهء حكيم مير محمد مومن ] دهن شيخ صنعان بنسخهء حكيم مير محمد مومن كه در تحفة المؤمنين ذكر كرده و كفته كه اين نسخه را از نسخهء هندى نقل نمودم محلّل اورام بارده و مقوى اعضا است و بجهة التحام زخمها مجرّبست صنعت آن زردچوبه چوب زرشك و تفسير كرده و كفته كه آن را بهندى دارهلد كويند و اين غلط و سهو است زيرا كه دارهلد دوائيست غير چوب زرشك و معروف است در هند ديودار كه چوب صنوبر هنديست و اين نيز غلط است زيرا كه ديودار ابهل هندى و ابهل درخت عرعر است نه درخت صنوبر و اصل السّوس كه آن را به فارسى بيخ مهك كويند و بهندى ملهتى و چوب كز و پوست درخت مغيلان و آب برك نينب و چوب ابنوس از هريك سى مثقال برك حنا هوچوه دودهء چهپر كه سنبل الطّيب است اين غلط عمده است حكيم مومن را كه دودهء چهپر را تفسير بسنبل الطّيب كرده بالجمله از هريك ده مثقال قنه دو مثقال و نيم جوزبوا مرداسنك شنجرف كات هندى بلغار تراشيده از هريك پانزده مثقال موم كافورى چهار دانك جدوار خطائى دو دانك روغن كنجد دويست مثقال ادويهء كوفتنى را كوفته در نهصد مثقال آب بخيسانند و بجوشانند تا بثلث رسد پس بپالايند و باقى ادويه را سائيده با آب نينب و آب مطبوخ او بجوشانند تا آب بسوزد آن كاه بپالايند و نكاه دارند دهن شيخ صنعان بنسخهء ديكر صنعت آن زردچوبه پوست بيخ زرشك چوب صنوبر اصل السّوس برك حنا پوست درخت مغيلان دودهء چهپر چوب ابنوس چوب كز هوچوه از هريك يك سير شاه جهانى قنه جوزبوا شنجرف شسته كات هندى مرداسنك و ال اشق قنبيل مين سل كه زرنيخ سرخست تراشهء اديم بلغارى از هريك سه دام پختهء موميائى دارابجردى يك دام جدوار خطائى بنفش مجرب يك دام آب برك نينب كه مشهور به نيم است پنج سير آب برك پان يك سير شاه جهانى جميع چوبها را نيم كوفته در بيست سير آب دو شب و روز بخيسانند پس بجوشانند آن